چهار فرزند

چار فرزند

دوستان ، از غم هجران به دل اخگرد ارم

چه نویسم ؟ گله از چرخ بد اختر دارم

چار فرزند بد انی رود از دست پدر

 چه دل است این که بخون غرق وشناور دارم

مقتل چار جوان حد فراموشی نیست

تاقیامت هودس دید ، چوبر سر دارم

ایخد ای علوی صبر عطا کن تو مرا

که من سوخته دل داغ مکرر دارم

شمع وپروانه وبلبل همه را دست قضا

برد ودر خاتمه ، گلها همه پرپر دارم

*********

سه شنبه 15 ربیع 1 / 1399 ق

ساعت 11/5 قبل از ظهر