زندگینامه ◄

تشکیل خانواده

تشکیل خانواده

 

وقتی سیدعلی به سن پانزده سالگی رسید، پدرش از او خواست تا جهت اجرای سنت محمدی (ص) با دختر عمویش ازدواج کند. وی پذیرفت و ثمره این پیوند، سه فرزند به نام های؛ ضیاءالدین، عبدالصاحب و محسن بود که سومی سقط شد. و دو فرزند دیگر و مادرشان نیز بعد از آن وفات یافتند.

 

این پیوند، بیش از هشت سال طول نکشید. سید بعد از آن با دختر مرحوم؛ سیدمحمد حسینی نجفی، که به تقوی و دیانت مشهور و در اداره جلسات و انجمن های مذهبی مهارت ویژه ای داشت، ازدواج کرد و از آن زمان بنا به اظهار خود آیةاللّه علوی در امور اجتماعی و فرهنگی بیش از گذشته توفیق به دست آورد؛ زیرا همسرش او را همراهی می کرد. نتیجه این پیوند مبارک، پنج فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود. از فرزندان وی، محسن سقط شد. عزیز و عاصم در دوران کودکی فوت کردند.

 

حجةالاسلام حاج سیدعادل علوی؛ صاحب تالیفات متعددی بود که از جمله آنها می توان به کتابهای «الحق و الحقیقه بین الجبر و التفویض»، «احکام دین اسلام»، «لمحةٌ من حیاةالامام القائد» (شرح حال امام خمینی)(10)، «همه با هم به سوی خدا»، «السعید و السعاده بین القدماء والمتأخرین(11)»، «اسلام ویژه نوجوانان و دانش آموزان» جلد اول با عنوان وظایف دینی چاپ شده است، «القصاص علی ضوءالقرآن و السنة» (تقریری از مباحث خارج فقه آیةاللّه العظمی نجفی مرعشی)، «رسالات اسلامیه»، با عنوان، فرعی؛ «دروس الیقین فی معرفة اصول الدین» (در چهار مجلد و حاوی بحث های گوناگون در قلمرو فرهنگ اسلامی)(12) اشاره کرد.

 

حجةالاسلام والمسلمین سید عمادالدین علوی؛ امام جماعت مسجد علوی و صاحب کتاب، «القانون فی الحدود» بود.

 

ثقه الاسلام سیدعارف علوی کتابهای، «رمضان ماه خدا» و «جرقه ای از فلسفه قیام امام حسین (ع) » را نوشته است.

 

سید عامر علوی در مصاف با رژیم پهلوی لحظه ای آرام نگرفت و چون تحت تعقیب ساواک بود، از شهری به شهر دیگر می رفت تا آن که در شهر مقدس مشهد، به دلیل سخنرانی افشاگرانه و آتش زدن پرچم او را دستگیر و روانه زندان کردند و پس از شکنجه های زیاد آزاد شد. این جوان در سن 21 سالگی به همراه برادرش عقیل پانزده ساله و دو خواهر شانزده و دوازده ساله اش با پیکان سواری در بیست و یکم بهمن ماه 1357 (چند روز به پیروزی انقلاب اسلامی مانده) عازم مسجد جمکران بود و بر اثر تصادفی مشکوک (گفته اند ساواک آن را پدید آورده بود) به طرز فجیعی کشته شد، و در قبرستان بقیع قم دفن شدند(13). از نامه سرگشاده ای که آیةاللّه علوی به چهار فرزند جوانش نوشته است، چنین برمی آید که سانحه مزبور در روح و روان آیةاللّه علوی تأثیری بسیار عمیق گذاشت و او را به شدت در غم و حزنی جانکاه و دلخراش فرو برد. چنانچه در شعری سرود:

 

چارگل پرپر شد از گلزار من

 

ای خدا اندوه و غم شد کار من

 

عامرم رفت و عقیل و دختران

 

رس به فریاد دل افکار من(14)

 

از طرف حضرت آیةاللّه العظمی مرعشی نجفی، در حسینیه خود در شب جمعه 18 ربیع الاول سال 1399 به مناسبت درگذشت چهار تن از فرزندان آیةاللّه علوی مجلس ترحیمی برگزار شد(15).