زندگینامه ◄

در میدان مبارزه

در میدان مبارزه

 

حضور پرتحرک آیةاللّه علوی در صحنه های مبارزه با دولت های جور و ستم در عراق و ایران او را به عنوان عالِمی مجاهد در بین مشتاقان معرفت معرفی کرد.

 

وی در شب هفتم محرم سال 1382 ه ق، در صحن مطهر حرم کاظمین (در عراق) پس از خطبه ای بلیغ که طی آن نظام حاکم بر عراق را به باد انتقاد گرفت، قصیده ای سرود و حکومت «عبدالکریم قاسم» را که با کودتا روی کار آمده بود، محکوم کرد. جمعیت انبوهی که در صحن حضور داشتند، با شنیدن سخنان و اشعار آتشین او برای مبارزه با ستمگران تحریض شدند و به این ترتیب چند ماه شعله انقلاب در کاظمین و برخی نواحی اطراف روشن ماند. شدت بیانات ایشان به حدی بود که او را دستگیر نمودند و پس از چهار ماه به اعدام محکوم کردند. مرحوم آیةاللّه سیدمحسن حکیم که از این وضع ناراحت شده بود، خواستار آزادی سیدعلوی شد و در تقاضای او چنین جملاتی به چشم می خورد: «السعیدالعلوی جزء من کیاننا یصینا ما أصابه» (آقای علوی از ما است. آنچه به او برسد از بلاها بر ما نیز وارد می شود.) و به این وسیله از اعدام رهایی یافت. وقتی از زندان بیرون آمد، عوامل حکومتی از ترس اینکه سید با حمایت مردم انقلاب پدید خواهد آورد، در غذایش سم ریختند، ولی به خواست خداوند زنده ماند و همچنان در راه خدمت به جامعه تشیع قدم برداشت(17).

 

در زمان عبدالسّلام عارف؛ طاغوت عراق، به مبارزه با رژیم منفور و از راه قلم، خطابه و شعر به افشای ماهیت پلیدش پرداخت. در «جامع هاشمی» کاظمین قصیده ای پرشور و انقلابی سرود و طایفه طاغوتی عبدالسلام را شرور و مخالف دین و ارزشها معرفی کرد و با روی کار آمدن نظام عفلقی در عراق، مبارزات سیاسی اش شکل جدی تر و خشن تری گرفت و در همین زمان بود که در ششم ذیقعده سال 1391 ه ق به همراه خانواده به ایران تبعید شد و در قم مقدس سکونت گزید و مورد توجه علما و مراجع واقع شد(18).

 

در ایران نیز اوضاع سیاسی و اختناق حاکم وی را آسوده نگذاشت و در محافل و مجالس گوناگون به انتقاد از شرایط خفقان زای ایران پرداخت، در تظاهرات میلیونی مردم این سامان، بر ضد نظام دیکتاتوری، شرکت کرد و بعد از پیروزی انقلاب مشتاقانه به دیدار رهبر کبیر انقلاب شتافت و از انفاس قدسی آن اسوه فضایل برخوردار شد.

 

مسجدی که به همت ایشان بنا گردید، پادگانی برای تجهیز جوانان و سلحشوران به شمار می رفت و جالب این که شخصا همراه جوانان به آموزش های تاکتیکی نظامی پرداخت و برای یاری رساندن به محرومان، از طریق جهاد سازندگی، برای امور عمرانی و خدماتی به آبادی های اطراف قم می رفت(19).

 

به موازات این برنامه ها در مساجد اعظم و امام حسن عسکری (ع) قم و برخی محافل دیگر به تدریس فقه، اصول و دیگر علوم اسلامی پرداخت و اداره جلسات تفسیر قرآن کریم را عهده دار شد. او کفایةالاصول آخوند خراسانی را به شیوه ای جالب و مورد فهم طلاب تدریس می کرد و شرح مبسوطی بر کفایه نوشت(20). او در ضمن تدریس درس خارج آیةاللّه مرعشی را نیز غنیمت شمرد و چنان ارتباط بین آن دو برقرار شد که آن فقیه فقید نسبت به آیت اللّه علوی عنایت ویژه ای داشت.