زندگینامه ◄

سیرت علوی

سیرت علوی

 

آیةاللّه علوی در خانواده ای رشد یافت که نور ولایت آن را منور ساخته بود و مرحوم والدش به دیانت و پرهیزگاری اشتهار داشت. او نیز در این مسیر موفقیت های زیادی به دست آورد و با توسل به اهل بیت (ع) مشکلات علمی و اقتصادی خویش را برطرف کرد. چنانچه وقتی از عراق به ایران آمد، و وضع اقتصادی بسیار نامناسبی داشت. شبی رو به آسمان کرد و به امام زمان(عج) توسل نمود. در عالم رؤیا امام تبسم کرد و نوید دادند که گشایشی در زندگی ات ایجاد خواهد شد و از آن شب موفقیت و رونقی در مسیر زندگی خویش یافت که به برکت آن توانست نه تنها مشکلات مادی خود را برطرف کند، بلکه به امور اقتصادی مردم هم رسیدگی می کرد و چندین مسجد، مدرسه، کتابخانه و هیأت های حسینی در عراق و ایران برپا کرد(27) و او در خدمت به محرومین و درماندگان سرازپا نمی شناخت. با وجود آنکه مصائب طاقت فرسایی روان ایشان را آزرده می ساخت، بسیار بردبار بود. استقامتش چنان شگفتی در آشنایان پدید آورد که در این زمینه ضرب المثل شد. برای نظم و اداره حوزه علمیه از روشی منسجم و برنامه ریزی شده استفاده کرد. او طرحی را در کتاب «الرافد» برای انتظام حوزه ارائه داد. بسیاری از اوقات عمر گرانمایه را با قلم و دفتر در میان کتابخانه اش گذرانید و به نوشتن و مطالعه عشق ورزید و می گفت: آن چه بعد از انسان می ماند و باقیات صالحات او است، کتابش می باشد. بسیار قدرشناس بود و اظهار می داشت: «موفقیت هایی که به دست آورده ام، حداقل نیمی از آنها را مدیون مادر فرزندانم هستم، چرا که مرا به رسیدن به اهداف عالی همراهی کرد و مشوقی برای من و فرزندانم بود، در بحث های عقیدتی و دفاع از مرزهای فکری تشیع، تندیس ایمان به شمار می رفت. صفاتی چون، صبوری، شکوری، مهربانی، مهمان نوازی به همراه استقامت، سازش ناپذیری با ستم، مجاهدت و مبارزه با آفات اجتماعی در وجودش موج می زد. وقتی در میان مردم قرار می گرفت، بسیار گشاده رو و فروتن بود. با سخنان شیرین که گاهی با اشعار دلنشین تزیین می شد، آنان را موعظه می کرد و به یاد قیامت می انداخت و جنبه بشارت و نذیر بودن را حفظ می کرد. او در مسیر زندگی، به هیچ عنوان دیانت را از سیاست جدا ندانست و از آغاز جوانی در اندیشه رهایی ملت های ستم دیده مسلمان از بند زنجیر ستم استبداد و فشار استکبار بود و با قلم و بیان جهاد را آغاز کرد(28) با محرومان صالح زندگی کرد. قلبش با فقیران بود. برای ارتقای اندیشه دینی و خذلان مخالفان و معاندان لحظه ای استراحت نکرد. آیةاللّه سیداسماعیل صدر آن چنان مجذوب خلق و خوی او شد که در بین جمعی از علما روی خود را به سوی سید علوی کرد و خطاب به حاضرین گفت:

 

«اِنّ هذاالسید اطهر من ماءالسماء».